خانه / دسته ثابت نمایش صفحه اول

دسته ثابت نمایش صفحه اول

نامه ی پیرزن

نامه ای به خدا

نامه ای به خدا و پستچی بیچاره يک روز کارمند پستي که به نامه‌هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي‌کرد متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه‌اي به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در …

بیشتر بخوانید »

ساعت مچی

روز شانس

ساعت مچی بینوا روز شانس مرد جوان: ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟ پیرمرد: معلومه که نه! – چرا آقا… مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین؟! – یه چیزایی کم میشه و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه – ولی آقا آخه …

بیشتر بخوانید »

معلم سیب و توت فرنگی

هیچ وقت زود قضاوت نکنید

هیچ وقت زود قضاوت نکنید جواب صحيح و آسان يک خانم معلم رياضي به يک پسر هفت ساله رياضي ياد مي‌داد. يک روز ازش پرسيد: اگر من بهت يک سيب و يک سيب و يکي بيشتر سيب بدهم تو چند تا سيب خواهي داشت؟ پسر بعد از چند ثانيه با …

بیشتر بخوانید »

سقا هندی

دنبال خوبی ها باش نه بدی ها

کوزه شکسته و کوزه سالم يک سقا در هند ، دو کوزه بزرگ داشت که هر کدام از آنها را از يک سر ميله اي آويزان مي کرد و روي شانه هايش مي گذاشت . در يکي از کوزه ها شکافي وجود داشت . بنابراين در حالي که کوزه سالم …

بیشتر بخوانید »

از خود گذشتگی

فرومتژه دختر زیبا رو

موسی مندلسون و فرومتژه دختر زیبا رو بزرگ آهنگساز شهير آلماني، انساني زشت و عجيب الخلقه بود. قدّي بسيار كوتاه و قوزي بد شكل بر پشت داشت. موسي روزي در هامبورگ با تاجري آشنا شد كه دختري بسيار دوست داشتني به نام فرومتژه داشت. موسي در كمال نااميدي، عاشق آن …

بیشتر بخوانید »

فرشته ی بیکار

خدایا شکرت

دعاهای مستجاب شده خدایا شکرت روزي مردي خواب عجيبي ديد، اون ديد كه پيش فرشته هاست و به كارهاي آنها نگاه مي كند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تندتند نامه هائي را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند، باز مي …

بیشتر بخوانید »

شنیدن صدای دل

شنیدن صدای دل

شیوانا هرچه دلها دور تر باشد روابط سردترند باران خوبی باریده بود و مردم دهکده شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده …

بیشتر بخوانید »

دروغگوی حرفه ای

افسر راهنمایی و سرعت غیر مجاز

سرعت غیر مجاز و افسر راهنمایی رانندگی افسر راهنمائی یه آقایی رو به علت سرعت غیرمجاز نگه می داره. افسر-می شه گواهینامه تون رو ببینم؟ راننده-گواهینامه ندارم .بعد از پنجمین تخلفم باطلش کردن. افسر-میشه کارت ماشینتون رو ببینم؟ -این ماشین من نیست ! من این ماشینو دزدیده ام !!! -این …

بیشتر بخوانید »

زرنگترین پیرزن دنیا

زرنگترین پیرزن دنیا

شرط بندی و حساب بانکی پیرزن يک روز خانم مسني با يک کيف پر از پول به يکي از شعب بزرگترين بانک کانادا مراجعه نمود و حسابي با موجودي ۱ ميليون دلار افتتاح کرد . سپس به رئيس شعبه گفت به دلايلي مايل است شخصاً مدير عامل آن بانک را …

بیشتر بخوانید »

حکایت زندگی ما

روابط عاطفی ما

اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم روابط عاطفی ما   مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند . وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس …

بیشتر بخوانید »